بیرون رو به بارش است , اینجا سکوتش همراه با صدای فن , باز و بسته کردن در , صدای ورق زدن کاغذ و گاه گاهی هم خنده ریز دختراس
کتابخانه آرامش زیادی به من میدهد مخصوصا وقتی بیرون در حال حمله بارانی است ! نقش پناگاه را دارد
در این کتابخانه شاید فقط منم که میداند دقیقا کجا میشود تلفن حرف زد که نه صدایت مزاحم کسی شود نه تو مجبور باشی خیلی اروم صحبت کنی , اما این سکانسش بیشتر خاطرات بد را به همراه دارد که خاطرات خوب
اما کماکان اینجا را دوست دارم , اینکه تمام روز میخوانم از تاریخ ۱۸۰۰ تورین تا کتاب فریدون سه پسر داشت خوشحالم !
!دیشب که کتاب را شروع کردم گفتم فریدون سه پسر نداشت
دارد
دارد
Nessun commento:
Posta un commento