sabato 21 maggio 2016

!بعضی هم فکر میکنن یا ادا کاری را در میاورن 
!مثل دوستی که فکر میکنن روابط آنها تل نداره اما اولیه ها را هم دارا نیستن 
مثل اون روز که یه جوری بلند بلند میگفت که منم بشنوم که عروسی دوست صمیمی امشب اما من نیستم
!گفتم چرا ؟
 !گفت آخه اینجام دیگه , نمیشد برم
منم تو دلم گفتم این چه دوست صمیمی که تو عروسیش نیستی ؟ بعد اگه اینقدر مهمه چرا تاریخش را با تو هماهنگ نکرد ؟


چی میگن اینا ؟
گلناز و شیوا اول با من هماهنگ کردن بعد به خانواده ها مطرح کردن . نه این که من از خانواده مهم تر باشم , گلناز میگفت بدون تو اصلا نمیتونم 

هی میخوام هیچی نگم اما همینا بعدش پرو پرو تو چشات نگا میکنن , طبق طبق ادعا دارن , واقعا باور شون شده که کس خاصین 

( این را تا به این لحظه چیپ ترین نوشتم معرفی میکنم - چاره ای نیس ما با همینا شدیم ۷۰ میلیون ) 

Nessun commento:

Posta un commento