domenica 15 maggio 2016

از فاصله تولد ديشب تا شام امشب دائم فكر ميكنم كه منتظر يك اتفاق جديدم.يا شايد نيازمند يك چالش جديد.
گاه رويداد ها مارا ميخوانند و يا عناصر از قبل جوري چيده شدند كه خيلي جلوتر ميفهمي آن روزها كه كم انرژي و دلسرد بودي،كائنات داشت اتفاقات را جوري كنار هم قرار ميداد كه امروز به تو برسند.
نوروز ١٣٩٤ بيش از آنكه كه فكرش را ميكردم زندگي ام را تحت تاثير گذاشت.
پيشنهاد امشب از آسمان افتاد مستقيم در دامن ما ،دقيقا از آن كارها كه  سالها آرزويم بود! و من در اين لحظه بر روي تابي نشسته ام كه روزي كه مجوز را گرفتيم لم دادم و به مادرم زنگ زدم و الان دوباره همينجا لم داده ام در حالي كه منتظرم بچه ها نوشيدني شان را بگيرند.
و فكر ميكنم كه اين پازل زندگي عجيب كنار هم مينشيند

Nessun commento:

Posta un commento