گرسنه و خسته در جلسه انتخاباتي شهرداري...من جوان ترين فرد حاضر در اين جلسه ام.
انسان هاي قوي، محكم دست ميدند و اينجا دستم بارها فشرده شد.
فكر ميكنم اينجا جاي درستي است.
از نگاهي كه به من دارند خوشحالم، بيش از انكه خودم ،خودم را باور داشته باشند آنها تشويقم ميكنند.
جلسه كتاب خواني امروز دوباره پر از اميدم كرد، مثل همان روزهاي اول تورينو.اما آن روزها خام بودم، عجول و كم حوصله.
الان بيشتر مكث ميكنم.بيشتر گوش ميكنم و مطالعات سال هاي گذشته ام بيشتر به كمكم ميايند.
هرچند دلم براي آن روزها گاها تنگ ميشود.گروهي كه به نظرم پتانسيل فعال ترين گروه جوانان اروپا را داشت اما حيف...
اين شهر را وقتي طول روز اينقدر فعال ميشوم بيشتر دوستش ميدارم
Nessun commento:
Posta un commento