!رم هم میرم
میرم چون فکر میکنم باید خودت را محک بزنی , ببینی واقعیت را میدیدی یا درگیر عواطف و احساسات بودی ؟ با این که نتیجه ای نداره اما میدونی با خودت چند چندی و با خودت رو راستی و حوادث را همونجوری میبینی که هستن یا نه ؟
با این که خیلی کار دارم اما میرم ببینم که کی بودم و الان بعد از ۱۰ سال کی هستم ... کی میدونه ۱۰ سال دیگه آیا این خواهم بود با همین احساسات و دغدغه ها ؟
کمتر میخوابم که به همه کارام برسم اما پایان این سفر شاید بتونم از نگار و این همه احساسات حساسش نتیجه هایی بگیرم . شاید , امیدوارم
Nessun commento:
Posta un commento