!صبح بخیر
امروز روز خانوماس ... من از دیشب شروع کردم . اول با مرجان رفتیم تو خیابون ها راه رفتیم و مغازه هایی که تا حالا نرفته بودیم را با آرامش نگاه کردیم . حتی انجا گفتم باورم نمیشه یه روزی رسیده که منم دونه دونه این وسیله های تایگر را نگاه میکنم و میزارم سر جاش ! ( اینایی که دائم از این کارا میکنن واقعن کار و زندگی ندارن ؟ ) بعدش دو جفت کفش خریدم ... بعدشم دو تایی رفتیم شام خوردیم
الان ناهار با هم خونهام جشن میگیریم
عصر قرار دارم
شام هم دعوتم ... نمیشه هر روز , روز خانوما باشه ؟
باشه حالا ! میدونم که جشن نیست فقط , دلیلشم میدونم ... حقوق زنان و کارخونه و اعتصاب اینا ! من که کوتاهی نکردم تازه پا به پای آقایون هم کار میکنم , حقمم هرجا باشه میگیریم اما بعد از این همه کار, یکی دو روز اینجوری خیلی جالبه
البته فقط یکی دو روز بیشترش , میشه از سر بیکاری , کوته بینی
والا
Nessun commento:
Posta un commento