.به ! صبح بخیر ! باز که هوا دلبرانه شد . یه پامون تو بهاره , یه پامون تو زمستون
!نوروز هم که همین بغله , داره میاد
برم اقامتم را بگیرم , بعدش بیام این پروپوزال را ترجمه کنم بفرستیم ایران , فکر کنم , برم فقط تو کار زبان و ترجمه !درآمدم بیشتر از ایناها بشه
.بعدم کارای بلیت و جا
دیشب یه خواب خنده دار دیدم , در حدی که از جام بلند شدم نشستم خندیدم ! فکر کردم صبح مینویسمش , میخندیم , اما الان که همه ذهنم فعاله میبینم خیلیم خنده دار نیست
خیلی جالبه , یه چیزهایی شبا میاد تو ذهن آدم حالا چه منفی چه مثبت , که فرداش وقتی مغزت صد در صد بیداره یه جور دیگه آن موضوع را میبینه
خلاصه که دو روز مونده به نوروز ما امید وارانه میریم جلو , زندگی یعنی دقیقن همین لحظات کوتاه ... همین خوشی های لحظه ای
به قول دکتر نوروز را در خانواده ( :) ) تحویل میکنیم , گروه بی غل و غش و یک رو , اهمیتی هم نداره از بیرون چه تعبیراتی ازش میکنند . این مردمان دائما دهانشان باز است ... برای یک عده " دوستی " معنی های دیگری هم حتما دارد , برای ما نه ! دوست یعنی دوست و نه تایتل گذاری الکی برای رفع و رجوع کردن روابط دگر ! کافر همه را به کیش خود پندارد
:)ما اینجور حالمان خوب و کنار هم خوشحالم
Nessun commento:
Posta un commento