امشب فقط من تنها بي خواب نيستم، مامانم پاي وايبر، بابام تلگرام
فقط ما نيستيم كل ساختمون بيداره! ما امشب همه يه سري آدرنالين با گوشهاي ناشنوا متحركيم
عروسي خوبي بود،، تو كل زندگيم از اين همممممه عروسي كه رفتم پنج تاش خيلي تو ذهنم مونده
جالبه بدونين دوتاش متعلق به عروس امشبه! خب اينم يه مدليه بعد سالها دوباره يه عروسي جديد و يه همسر جديد
يادمه عروسي اون سال خيلي برام خارق العاده بود، از آدمها تا كيفيت كل مراسم!
ااما الان نگاه خيلي متفاوت تري دارم!
يه نفري: به به نگار جان هستن؟ كي آمدن؟
مامانم: يك ماهي هست
يه نفر: عه چه زياد
من تو دلم: به تو چه!
---
يكي ديگه: نگار جان متولد چندن؟
بابام: ٧٨!!
من تو دلم: شما؟؟
من در ظاهر: لبخند
---
يكي ديگه: ماشالله چه دختر با نمكي داريد آقاي مكرم
بابام: بله به باباش رفته
من تو دلم: دقيقا چه جوري به اين نتيجه رسيد؟؟
من در ظاهر:خواهش ميكنم همراه با لبخند
---
يكي ديگه: نگار جون خيلي نازتر شده
مامانم: قربونتون
من تو دلم: ما اصلا كي همو ديديم؟؟
من در ظاهر،: لطف داريد، از آشنايتون خوشبختم، همش همراه با لبخند زوري
---
اين يكي خيلي خنده دار بود!!
ماشاالله عين قالي كرمونه!! هر روز بهتر ميشه
من تو دلم: قالي كه بايد پا بخوره! من الان پا خوردم؟؟
من در ظاهر: ممنونم چشاتون قشنگ ميبينه!
---
يكي ديگه: نگار جون ديگه موندگار شدي اره؟
من : بله
خب چي كار ميكني؟
من تو دلم! اي بابا حالا واسه شما چه فرقي ميكنه؟
من در ظاهر : درسم تموم شدايشالله ديگه كار
اون: شنيدم خيليم فعالي
من در ظاهر: قربونتون، لطف داريد
من تو دلم: تازه كجاش را ديديد؟ تازه اول چلچليمه!!!
والااااا
Nessun commento:
Posta un commento