domenica 18 settembre 2016

اولین روز تورينو پر انرژي شروع شد، همه صبح را رقصيدم، ناهار را با سيمونا و پيرا و ليديا رفتيم يه جاي جديد و بعد    چنترو گردي، تو اين شهر پر شور كه زيبايش تمامي نداره.
عصر مرجان و ابوذر ملحق شدن و مثل همیشه کلی خندیدیم و خوش گذشت , قرارمون شام بود اما تصمیم یهو عوض شد و سر از سینما در آوردیم و بعد هم جامپینگ 
تمام مدت رقص و انرژی داشتم , بهترین جا برای تخلیه همون جا بود , چون همه فکر میکردن نوشیدنیش خوب بوده , نمیدونن اشکال از خون ه 
امروز داشتم فكر ميكردم دلم براي تورينو تنگ نشده بود! شايد عجيب باشه اما الانم دلم براي مشهد تنگ نشده! شايد عجيب تر باشه اما من تازگيا خيلي لحظه را زندگي ميكنم

Nessun commento:

Posta un commento