مرزیم بین اندوه و شادی
بین دنیا جدید و خاطرات گذشته
بین راه هایی که در مقابل هستند و اتفاق های پیشین
بین امید و حسرت
بین امید و آرزو
بین امید و تحقق
مرزی بین شهری که عمیقا دوستش دارم
این شهر تا زیر پوستم , تا مغز استخوانم نفوذ کرده
?نمیدانم میتوانم ترکش کنم یا روزی تاب ترک کردنش را خواهم داشت
مرزی بین آنها که دوستم دارند و جایی که دوستش دارم
در همین بین
در همین کلنجار
درست بین همین شکاف ها , امید امید فوارن میکند
شادی و آرزو
امیدی , دیداری , فردایی , آینده ای
لحظه لحظه را زندگی کردن
شاید وارد مرحله جدیدی از زندگی شده ام
میروم فردا که اولین قدمش را بردارم
رهسپار تهران میشوم
Nessun commento:
Posta un commento