mercoledì 6 luglio 2016


فکر کن ما میام اینجا برای کار فرهنگی خودمون را به آب و آتیش میزنیم , سرما و گرما , شب بیداری , خستگی , انرژی , هزینه که بگیم بابا ما افغان نیستیم ! ما عرب نیستیم ! بعدش پسر ایرانی که نیازهاش با دختر خارجی بر آورده شده حالا که احساس خطر کرد میگه ببخشید برام زن زوری گرفتن ! یا نه عقد من و دختر عموم از اول توی آسمونا بسته بودن ! یا فرهنگ من دختر این شکلی اصلا قبول نمیکنه ! 
آخه ما بره کیا داریم کار میکنیم ؟ با چهار تا جشن و مراسم چیو مگه میتونیم نشون بدیم ؟ ما با همینا شدیم ایرانی و ۸۰ میلیون ؟!

Nessun commento:

Posta un commento