امروز صبح ملاقات جالبی بود ... او مرا از مجری گری تا میدان سولفرینو دنبال کرده بود و امروز به اولین قهوه دیدار ما حضوری شد . همواره زنان قوی زندگی های سختی را پشت سر گذشته اند و او نمونه ای از اتفاقاتی بود که از آنها میترسم ولی بر سرش آمده بود و خودش را برای تمام داشته هایش خوشبخت میدانست
عجب نگرش عمیق و آرامش بخشیس . من بر روی تصمیم استوار ایستاده ام . تصمیم هایی که هر موقع استوار و با قدرت بوده اند , به عمل نشسته اند . الان در کتابخانه ام اما قبل از رسیدن به اینجا شاید این دیدار لازم بود . او حرف های محکمی زد و چقدر دوست دارم من هم عمیقا به این باور برسم
اگر بر روی زندگی سوار نشوی , زندگی بر روی تو سوار است
از داشته هایم خوشحالم
در خانواده هایی که فرزند دچار مشکل میشود در بیشتر موارد شوهر خانواده را ترک میکند چون ظرفیت پذیرشش را
ندارد و عیب از فرزند را ناشی از عدم تکامل خود میداند
ندارد و عیب از فرزند را ناشی از عدم تکامل خود میداند
از همسرش متشکرم که چنین انسان دون و سخی را از زندگی من برداشت - واقعن از ته دلم میگم - ازش سپاس گذارم
من یک عاشق احمق بود که با همه مسائل او ساختم
من یک عاشق احمق بود که با همه مسائل او ساختم
ما باید باور کنیم که این هستیم و شرایط این هست - حالا با این شرایط باید زندگی کرد و به جلو رفت
تمامی این تئوری ها از زبان کسی خارج میشد که نگرانی های مرا با پوست و گوش لمس کرده بود
Nessun commento:
Posta un commento