دیشب تازه فهمیدم چقدر قوی عمل کردم
یادم میاد دوم دبیرستان بودم که خانوادم را خواستن مدرسه وقتی آمدم تو خونه دلیلش را تعریف کردم , بابام گفت : همیشه جواب بده , نه گستاخانه , که نشون بدی میفهمی و حقت چی هست و میتونی ازش دفاع کنی , درسته معلمت در لحظه عصبانی میشه یا مثل الان به دفتر چغلیت را میکنه اما مطمئن باش تو دلت تحسینت میکنه , اگر به حق و با رعایت ادب این کار را بکنی , خواهد گفت که دختر جسوری هست حتی اگر به مذاق من جور در نیامد . همین هم شد , او بعد تر ها به شخص پدرم گفته بود از جسارت , مقاومت و زیر بار حرف زور نرفتنش لذت بردم
این روزها فکر میکنم دقیقا همین است , ناخواسته و بی برنامه البته . من آن جایی که فکر میکردم در حقم اجحاف شده , عمل کردم یا به عبارت دیگه از خودم پاسداری کردم
شاید به مذاق بعضی خوشایند نبود اما مقصر خودش آگاه است
این تصمیمات زایده هوویت , حرمت نفس و نه البته غرور چون ندارم ,هستند
نمیشود برای به دست آوردن حاضر به زیر پا گذاشتن اینها بود , چون در آن حال وجودت هم حقیر و زبون است
Nessun commento:
Posta un commento