ای جانم ... هوا دلبری میکند . خانه بغلی دو روزی است که در حال مرمت و ساخت و ساز است ... این صدای ابزارها با این هوا مرا به روز های نوجوانی در ایران برد
روزهای مدرسه که همیشه اطراف ساخت و ساز بود و هوا رو به گرمی میرفت و فصل امتحان , کولر آبی , گوجه سبز و توت فرنگی . چقدر نوستالژی ... چقدر مدرسه را دوست داشتم
من عاشق مدرسه و سرویس مدرسه بودم چون هر روز دوستانم را میدیدم . در مدرسه هیچ دغدغه ای نداشتم . سراسر بودم از انرژی و شادی
!وای بوی عطر گلناز را میشنوم ... چقدر دلتنگ آن دوران شدم
Nessun commento:
Posta un commento