ميام پلي تكنيك اصلا خاطرات عجيبي برام زير و رو ميشه!
از اين حياط مركزي و همين نيمكتي كه روش نشستم تا اين راه روهاي بغل،جلو ماشين كافه
بو
صداي درا
به اون روزاي اول كه همه چي تو اين شهر خيلي فرق ميكرد فكر ميكنم
هيچكس فكر نميكرد كه چند سال بعد اينقدر همه چي عوض شه
يا چقدر هر از گاهي دلتنگ اون روزا شي
از آولا منيا تا خوابگاه گوريل و اتفاقاش
حيف شد
ماها قبل اينكه هم را نابود كنيم ميتونستيم اين شهر را به يك كاميونيتي ايراني خارق العاده تغيير بديم
ميتونس دامنه فعاليت ها اونقدر بشه كه امروز بشيم فعال ترين دانشجويان ايراني اروپا
شايدم فعال ترين ايراني ها
عين فيلما همينطور كه از پله ها امدم پايين يك نفر را اشتباهي جاي كس ديگه ديدم
ميدونستم دروغه اما خواستم چند ثانيه اي تجربه اش كنم
حيف شد ما خيلي كارها ميتوانستيم بكنيم
ما همه با هم به هم خيانت كرديم
اگر در اين خيانت من نقش كليدي داشتم شايد الان احساس متفاوتي داشتم
اما ناراحتم چون در نبود اين خيانت ها ميتونستم كاري بكنم و فكر ميكردم شايد از توانم خارجه
يا كم تلاش كردم
يا شايد خاله خرس ها را باور كرده بودم
نميدونم
اما خيلي كارها ميشد كرد و من نكردم
Nessun commento:
Posta un commento