sabato 18 giugno 2016

ياد صبحايي افتادم كه تا صبح تو جام ميچرخيدم تا به وقت ايران مامانم بيدار شه و بتونم خودم را خالي كنم
٨ صبح ايران به عبارتي ٥:٣٠ ايران
٩ هم بايد سر كلاس ميبودم
اون روزايي كه له له بودم
با اون روز صبح سر كلاس طراحي صحنه رو هوا بودم، فكر كردم كه كه رو ايمرن راه ميرم
اما ظرف دو ساعت دوباره ته چاه بودم

Nessun commento:

Posta un commento