همین الان دعوتم کردن قزوین , جاده ابریشم , اسپانیا , کارخونه نستله ! همش کارای بزرگه , خوب هم هست اما هنوز فکر میکنم این مسیر بهتره , باید برن جلو تا یک جایی بهم برسن . اما یه وقتایی هم فکر میکنم اگر به عنوان مترجم هرجا میرفتم الان کلی در آمد داشتم , بعدش حتما اینستاگرام داشتم و هرجا میرفتم از خودم و کافی و غذا ها و سفرام عکس میگرفتم میزاشتم رو صفحه با یه عالم هشتگ , بعد هم فکر میکردم که خیلی آدم خفنی ام , تئوری میدادم , عضو انجمن حمایت از حیوانات میشدم , هرجا لازم بود برای اینکه نگم آدم منفعلی هستم کار سیاسی میکردم ,الکی یه ژست تو خالی خوب داشتم و از آن کارایی میکردم که همه میکردن , بعدشم باید میشستم یا یکی بره احساستم تصمیم بگیره یا کار بیاد سراغم
اه اه ... چه انگل گونه ! همین وضعیت الان با این پر کاری که از ساعت ۸ صبح تا الان از جلو کامپیوتر و تلفن تکون !!نخوردم خوبه , حداقلش اینه که تو خالی نیست! تلاش داره و انرژی پشتتش خوابیده
Nessun commento:
Posta un commento