امشب از بالن اتاقم صداى جغد میاید
و من با اين نسيمى كه هر از گاهى پرده اتاق را بلند ميكند سعى ميكنم كمى آرام بشوم و از تنش روزانه ام كم كنم
امروز بيش از اندازه تنش داشتيم
از آن روزهايي كه يك تنه ورود ميكنم
بعضي دشمن بهشان حمله ميكند
بعضى جاها زلزله مياد
طوفان میشود
عزيزى از دست میرود
بر ما هم رشتى ها نازل شدند
عجب اتفاق بى سر تهي است كه خودشان هم بر خودشان تسلط ندارند
در بين همه تنش ها از انتخابات تا كتاب خوانى تو را كجاى دلم بگذارم كه تمام امروز لا به لاى پيام ها بودى
از آن داستان هاى غريبى كه بايد تمام شود
روانم را در دست ميگيرد
از آن مسير هاى ليزى كه در آن در كنارت ليز خوردم
و من با اين نسيمى كه هر از گاهى پرده اتاق را بلند ميكند سعى ميكنم كمى آرام بشوم و از تنش روزانه ام كم كنم
امروز بيش از اندازه تنش داشتيم
از آن روزهايي كه يك تنه ورود ميكنم
بعضي دشمن بهشان حمله ميكند
بعضى جاها زلزله مياد
طوفان میشود
عزيزى از دست میرود
بر ما هم رشتى ها نازل شدند
عجب اتفاق بى سر تهي است كه خودشان هم بر خودشان تسلط ندارند
در بين همه تنش ها از انتخابات تا كتاب خوانى تو را كجاى دلم بگذارم كه تمام امروز لا به لاى پيام ها بودى
از آن داستان هاى غريبى كه بايد تمام شود
روانم را در دست ميگيرد
از آن مسير هاى ليزى كه در آن در كنارت ليز خوردم
Nessun commento:
Posta un commento