sabato 25 febbraio 2017

!اصلا قرار به این نبود , قرار به حواشی و این همه اتلاف انرژی 
امروز بعد از اینکه سعی در هک کردن صفحه فیس بوکم داشتند برایم شبیه یک اتفاق ناگوار بود ... یک حادثه که از یک لحظه به لحظه دیگه ازش خبر نداری 
خیلی بد بود , افتضاح بود , همه چیز را نابود شده میدیدم . حس زیان کار بودن داشتم . آخه با زندگی شخصی و خاطراتم چی کار دارید ؟ فیس بوکم تمام این ۸ سال را با ساعت و عکس و مکان ضبط کرده . خیلی کثیفه این اتفاقات , خیلی کثیفه که حالا که نمیتونن رقابت کنن یا کم آوردن سعی در از بین بردن من دارن . زیر آب زدن , دروغ  بستن , تهمت زدن .
همه اون لحظه ای که شتابان به خونه میومدم که به کامپیوتر برسم فکر اینکه الان برای کمک به سمت چه کسایی دست دراز میکنم هم خیلی جالب بود ... خیلی 
حس غریبی را بعد دو سال تجربه کردم
الان خستم , مثل کسی که یه امتحان سخت داده و شاید یک نا امیدی , یک پرسش بی پاسخ آخه چرا و به چه قیمت ؟
اینکه ایران ملت بدبختی میشه نباید راه دور رفت , همین ها هم که صحبت از ایران آباد میکنن بعضا بیشترین تیشه ها را به ریشه ها دارن میزنن 
خدا وسط این جماعت نمک به حرام و بی عنصر به داد ما برسه 

Nessun commento:

Posta un commento