سرم از درد داره میترکه !با خودم قرار گذاشتم که آخر هفته را استراحت کنم اما الان اینقدر بدو بدو داشتم که از سر درد افتادم
این سومین باره که این حس و حال خونه , شب قبل از دفاع را تجربه میکنم . دو بار خودم و فردا هم ماریا
یه چیزی مثل عروسی میمونه , یه آماده باش خاصی داره
حس و حال خونه جالبه ... دوستاش و خانوادش آمدن . از اینکه باباشون اینقدر دختراشو گوگلی میکنه حس خوبی بهم دست میده , اونهم ماریا و خواهرش
با این زیبایی بی انتها ... حس خانواده دارم
حس ریشه و اصل و نسب
حس کسایی که مثل من کانسپ خونه و خانواده براشون مهمه . کسی , کسی را رها نمیکنه و برای هم , بودن با هم, ارزش قائلن
Nessun commento:
Posta un commento