sabato 29 aprile 2017

جشنواره تمام شد اما دلم پيش اين جامعه شريف ماند!

خيلى ها را ديدم و افتخار صحبت و مذاكره با اساتيدى برايم فراهم شد، فيلم ديدم ، در كارگاه ها شركت كردم و سراسر پر از رضايت بودم . در اين بين، مسئوليت كوچكى داشتم كه شوقم را دوصد چندان ميكرد. چند بارى تشبيهش ميكردم به مهمانى خصوصى كه صاحب خانه اى دست و دلباز داشت. كار حرفه اى و تجربه در تك تك اجزا و اتفاقات جشنواره نمايان بود، بعضا از اين همه جزييات ساخته و اجرا شده به وجد مى آمدم. به جد حتى يك نفر را نديدم كه از كارش سر باز زند يا نصفه و نيمه بدون احساس مسئوليت انجامش دهد، از داوطلبين تا مديران!
مديران، كه هر كدامشان به تنهايى داراى اعتبار و وزنه اى هستند اما همگى دور هم جمع شدند و هركسى به سهم خود سر اين سفره را گرفته است.
چقدر به اين سفره هاى پهن كه همه دور آن مينشينند اعتقاد دارم، بركت است و پيشرفت.
نمى دانم سواد يا عمرم قد بدهد اما تا به امروز اين حجم كار و رويكرد فرهنگى را در كنار كيفيت ، داخل ايران نديده بودم. از آن دسته اتفاقاتى كه در خارج از ايران در دل مردم و در كار دولت و حتى بخش خصوصى نهادينه شده است . قطعا موفقيت جشنواره اى به اين اندازه بزرگ نه فقط از حيث تعداد بازديد كننده و مهمان بلكه به لحاظ محتوا زاده مجربينى حرفه اى است؛ اما بايد اعتراف كنم در تمامى اين برنامه دقيق و غنى كه قطعا كيفيت آن را تعيين ميكرد يك چيز بيش از همه دائما ذهنم را درگيرم ميكرد؛ آن هم صفات انسانى بود كه در دل و عملكرد همه اين اهالى ديدم.
آرزو كردم اى كاش همه ايران را اين قشر پوشش ميدادند كه در كنار كار حرفه اى تا اين مقدار راستى و احترام در وجودشان جارى و سارى بود. اى كاش همه دقيقا وظيفه اى كه بر دوشمان محول شده است را انجام دهيم، هر كس سر جاى خود اما بر سر يك سفره بزرگ .
نگاهى كه فكر كند مسير پيشرفت از قبل اشغال شده است و آينده كارى تنها از نابودى انسان ها يا رقيب كشى و بى اخلاقى عبور مى كند  بسيار سخيف و ريز است.
كم هستند كسانى كه باور داشته باشند اگر چراغشان بخشى از كوچه شان را روشن كند ميتواند محله اى را آباد كرد.
از اينكه اين روزها را در كنار قشرى با افقى اين چنين بالا و نگاهى چنين لطيف به دنيا سپرى كردم شادمانم، انسان هايى از اين دست دنيا را محلى امن و ديگران را اميدوار بار مى آورند.
قطعا پيشرفت در هر طبقه اجتماعى و شغلى از مسير " انسانيت " عبور ميكند.

پى نوشت ١: همه صد و پنجاه نفر داوطلب حاضر در جشنواره حداقل مسلط به يك زبان بودند. انگليسى، فرانسه، ايتاليايى، اسپانيايى، تركى،عربى و... . تعدادى گويا مستقيم صادره از لندن بودن!

پى نوشت ٢:شده ام فرزند كف نمايشگاه ها، فستيوال ها ، سمينارها، جشن ها، سينما و تئاترها! يك دست رخت خواب بدهند از جايم تكان نميخورم.اينها همان كارى است كه سالها دوستش داشتم و در هر دوره بسته به شرايط فعاليت كردم.

پي نوشت ٣: به بهانه جشنواره فجر بعد از ٩ سال ارديبهشت ، ده روزى در مشهد خواهم بود،شبيه ارديبهشت مشهد جايى نديدم

پى نوشت ٤: تقريبا همه اخبار و عكسهاى مربوط به جشنواره درصفحات فيس بوك و اينستگرام ثبت شدند

نگار نگارى

Here is the friend's home
#Fajr_International_Film_Festival
#Fiff
#جشنواره_جهانى_فيلم_فجر
#Fiff35





Nessun commento:

Posta un commento