سخته یک نسخه کلی یا یک دلیل واحد وجود داشته باشه اما شاید همه این اتفاق ها از یک جا یا برای یک چیز سرچشمه گرفت . خوب یا بد خیلی یاد گرفتم , گاهی فکر میکنم کاش میتونستم با این تجربه برگردم عقب . اما الان به نقطه ای رسیدم که خستگی ذهنی و بدنی میخواد واگذارش کنه . همین بس که این انتخاب نشون داد چقدر شناخت من غلط بوده . گرچه میدونم فردا صبح دوباره همون کفش آهنی را پام میکنم و راه میافتم
...
Nessun commento:
Posta un commento